محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
457
خلاصة الحكمة ( فارسى )
حواس پنج گانهء عملى كه از چهار حس ديگر به ظهور مىرسد بروز كند يا خير ، مورد اختلاف است . حكما و معتزله بالاجماع به عدم جواز اين امر رأى دادهاند . ولى اهل سنت به جواز آن قائل شده و گفتهاند [ كه ] اين امر مربوط به اسرار خلقت مىباشد و حواس را تأثيرى در نفى يا اثبات آن نيست . چه محال به نظر نيايد كه آفريدگار براى باصرهء ادراك اصوات بيافريند ، و لكن بالاجماع اتفاق كردهاند كه اين امر بالفعل جايز نيست . پس اگر گفته شود كه ذائقه ، حرارت و شيرينى هر دو را با هم ادراك مىكند جواب گوئيم ادراك حلاوت با نيروى ذائقه و ادراك حرارت با نيروى لامسه است كه اولى نيرويش در دهان و دومى نيرويش در زبان است . . . و اما حواس باطنه ، حكما گفتهاند مفهومات يا كلى هستند و يا جزئى ، و جزئى يا از جنس صورت است . و آن چيزى است كه به يكى از حواس پنج گانهء ظاهر احساس شود ، و يا از جنس معانى است و آن امور جزئيه اى است كه از صور محسوسه انتزاع شده است . براى هر يك از اين اقسام سه گانه ، مدرك و حافظى باشد . پس مدرك كلى و آنچه در حكم كلى است از جزئيات مجرد از عوارض مادى عقل است و حافظ آن مبداء فياض باشد . و مدرك صور ، حس مشترك است و حافظ آن خيال باشد . و مدرك معانى ، وهم است و حافظ آن ذاكره باشد . و ناگزير بايد نيروى ديگرى در وجود آدمى باشد كه متصرفه باشد و متفكره و متخيله نيز ناميده مىشود . و يا اين امور هفتگانه ادراك اشياء به رشتهء نظم و ترتيب درآيد . اين بود اجمال آنچه در باب حواس بايد بيان شود . . . اما وجود حواس باطنه را برخى از فلاسفه اثبات كردهاند . و مسلمانان آن را منكر مىباشند . و توضيح آن بنا بر آنچه مولوى عبد الحكيم در حاشيهء خيالى در ضمن بيان اسباب علم بيان كرده آن است كه محققين اتفاق كردهاند كه مدرك كليات و جزئيات نفس ناطقه است و نسبت ادراك به قواى مدركه مانند نسبت قطع و بريدن است به سوى دشنه ، و در اين كه آيا صور جزئيات مادى در نفس ناطقه ارتسام مىيابد يا در آلات نفس ناطقه ؟ جماعتى گويند : نفس صور كليات را در خود و صور جزئيات مادى را در آلات خود مترسم مىسازد ؛ بنا بر اين كه نفس بسيط و مجرد است ، و اتصاف آن به صور جزئى منافى بساطت آن خواهد بود ، پس ادراك نفس مر آن صور را به اعتبار ارتسام صور در آلات نفس ناطقه باشد ، و در اينجا تصور نرود كه دو ارتسام است : يكى ارتسام بالذات در آلات و ديگرى ارتسام به واسطه در نفس . و گروهى ديگر به سوى آن رفتهاند كه همهء صور كلى